تبلیغات
!!!از شیر مرغ تاااا جون شما - یادمان نرود زندگی کنیم
دوشنبه 23 شهریور 1388

یادمان نرود زندگی کنیم

   نوشته شده توسط: قاصدک    نوع مطلب :داستانک ،

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است.
تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی.
نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.

داد زد و بدو بیراه گفت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد. جیغ زد و جاروجنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد. به پروپای فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت و باز هم خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد، این بار خدا سکوتش را شکست و با صدایی دلنشین گفت:

"عزیزم بدان که یک روز دیگر را هم از دست دادی! تمام روز را به بدوبیراه و جاروجنجال از دست دادی. تنها یک روز دیگر باقیست. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."

لابه لای هق و هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کاری می توان کرد...؟"

خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را درنیابد، هزار سال هم به کارش نمی آید." و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت:

"حالا برو و زندگی کن..."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود و زندگی از لای انگشتانش بریزد.

قدری ایستاد... بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگاه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد، بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم."

آن وقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرورویش پاشید، زندگی را نوشید و بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود، می تواند پا روی خورشید بگذارد و می تواند...

او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ... اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید، روی چمن ها خوابید، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنهایی که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند:

"او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود..."


برچسب ها: یادمان نرود زندگی کنیم ، تقویم خدا ،

http://www.myvibor.ru/help.php
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 01:05 ب.ظ
ブランド?コピー商品と偽物の販売 シャネルやエルメス、ルイビトンのバッグや財布
http://biznesars.ru/blog/350487476
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 01:04 ب.ظ
本物と見分けがつかないぐらい、完璧 なスーパーコピーブランド品を経営しております。エルメス スーパーコピーバーキン30 エルメス スーパーコピーバーキン エルメス スーパーコピーバーキン30
foot complaints
شنبه 18 شهریور 1396 12:43 ب.ظ
Thanks for the good writeup. It in truth was a amusement
account it. Look complicated to far added agreeable from you!
However, how can we be in contact?
organicoutfit2198.unblog.fr
شنبه 17 تیر 1396 01:18 ب.ظ
Do you mind if I quote a couple of your posts as long as I provide credit and sources back to your weblog?
My website is in the exact same niche as yours and my users would definitely benefit from
some of the information you provide here. Please let me know if this
okay with you. Many thanks!
http://katherincruikshank.hatenablog.com/
جمعه 29 اردیبهشت 1396 12:40 ب.ظ
Great post. I will be facing a few of these issues as well..
Charline
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:24 ق.ظ
Hello everybody, here every one is sharing these experience,
therefore it's fastidious to read this web site, and I used to pay a visit this web site everyday.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 04:29 ق.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is an extremely well
written article. I will make sure to bookmark it and come back to read
more of your useful information. Thanks for the post.
I'll definitely comeback.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:21 ق.ظ
After I originally commented I seem to have clicked on the -Notify me when new comments are added- checkbox and from now on each time a comment is added I get 4 emails with the same
comment. Perhaps there is a way you can remove me from that service?
Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر