تبلیغات
!!!از شیر مرغ تاااا جون شما - داستانک عبید زاکانی(شب زفاف)
دوشنبه 25 آذر 1387

داستانک عبید زاکانی(شب زفاف)

   نوشته شده توسط: قاصدک    نوع مطلب :طنز ،

شخصی زنی بخواست. شب اول خلوت کردند مگر شوهر به حاجتی بیرون رفت. چون بازآمد، عروس را دید که با سوزن گوش خود را سوراخ می کند. خواست با او جمع شود. عروس بکر نبود. گفت: خاتون. این سوراخ که در خانه پدر بایست کرد اینجا می کنی، و آنچه اینجا باید کرد در خانه پدر کرده ای.


برچسب ها: داستانک عبید زاکانی(شب زفاف) ،

foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 07:25 ب.ظ
Great work! This is the type of info that should be shared around the web.
Shame on the search engines for now not positioning this post
higher! Come on over and talk over with my website .
Thank you =)
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:11 ق.ظ
Normally I do not learn article on blogs, but I would like to say that this write-up very forced me to take
a look at and do it! Your writing style has been amazed me.
Thanks, quite nice article.
rahil
یکشنبه 10 خرداد 1388 01:25 ق.ظ
mishe az aghaye zakani beporsid doomde chikar kard badesh?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر